دسترسي به اينترنت به مثابه بندي از بندهاي حقوق بشروال استريت ژورنال، ديروز مقاله جالبي منتشر کرده بود که در مورد دسترسي بيخانمانهاي آمريکايي به اينترنت و بهرهگيريشان از اينترنت بود.زندگي آنلاين «چارلز پيت» ?? ساله، شايد تفاوتي با زندگي آنلاين ساير شهروندان آمريکايي مقيم سانفرانسيسکو نداشته باشد. آقاي پيت، اکانتهايي در فيسبوک، ماياسپيس و توييتر و انجمني در ياهو دارد، اخبار را به صورت آنلاين ميخواند و با دوستانش به وسيله ايميل تماس برقرار ميکند. اما محلي که او به زندگي آنلاينش سر و سامان ميدهد با بقيه تفاوت زيادي دارد، او به جاي اينکه در خانه، محل کار يا تحصيلش آملاين شود، زير پل يکي از بزرگراهها، آنلاين ميشود.
آقاي پيت که از دو سال پيش بيخانمان شده است، به خبرنگار وال استريت ميگويد: «شما به تلويزيون و راديو و حتي روزنامه احتياجي نداريد ولي به اينترنت نياز داريد.»آقاي پيت، فهرستي از جاهايي را که ميشود در آن باتري لپتاپ را به رايگان شارژ کرد و به اينترنت دسترسي داشت، به حافظه سپرده است. او قبلا يک لپ تاپ توشيبا داشت و وقتي اين لپتاپ خراب شد، يک لپتاپ دست دوم دل خريد. اما ماه قبل اين لپتاپ هم خراب شد و حالا او مجبور است از کامپيوترهاي کتابخانهها استفاده کند. او در صدد است که با مبلغي کمتر از ??? دلار، يک لپتاپ ديگر براي خود دست و پا کند.
تجربه آقاي پيت نشان مي دهد که چگونه کامپيوتر و اينترنت به جامعه نفوذ کرده است. چند سال قبل، برخي نگران به وجود آمدن شکاف ديجيتالياي بين مردم بودند، فقرا قدرت خريد کامپيوتر و دسترسي به اينترنت را نداشتند. ولي در حال حاضر در آمريکا، حتي افرادي که منزلي ندارند، حس ميکنند که محتاج داشتن آدرس اينترنتي هستند.هماکنون نيمي از پناهگاههاي سکونت فقرا در نيويورک، مجهز به کامپيوتر هستند. اما در اين ميان بعضي از فقرا هم هستند که لپتاپ اختصاصي خود را دارند و شبها با لپتاپ خودشان وارد پناهگاهها ميشوند و شب را به روز ميرسانند.
بيخانمانها حتي انجمنهاي اينترنتي خاص خود را دارند، براي مثال اجمني به نام SF Homeless وجود دارد که از دو سال پيش ايجاد شده و داراي ??? عضو است. در اين انجمن ميتوان جدول و تاريخ نشستهاي بيخانمانها و اخباري در مورد گروههاي مشابه ساير شهرها را خواند.در واقع کامپيوترهاي ارزان و دسترسي رايگان به اينترنت باعث به وجود آمدن چنين پديدهاي شده است. حتي عدهاي پيشبيني ميکنند که بحران اقتصادي اخير با به زير خط فقر کشاندن شهروندان طبقه متوسط جامعه، بر تعداد بيخانمانهايي لپتاپ به دست وبگرد خواهد افزود. «پل وستون»، يک کارمند اخراج شده هتل، ميگويد که که از زماني که از ماه دسامبر بيکار و بيخنامان شده است، «پاوربوک» مکينتاش برايش به منزله قايق نجاتي بوده است. او که آرزو دارد برنامهنويس کامپيوتر شود، در فروشگاههاي مواد غذايي مينشيند و با اتصال به اينترنت بيسيم رايگان، به دنبال کار ميگردد و روي برنامهاي کار ميکند که آرزو دارد، روزي بتواند به کسي بفروشد. او به مقامات شهر در مورد مهيا کردن شرايط بهتر در پناهگاهها ايميل زده است.«ليزا استرينگر»، برنامهاي نوشته است که به بيخانمانهاي در زمينه يافتن کار و مهارتهاي کامپيوتري آموزش ميدهد. او ميگويد که حتي کساني که قادر به خواندن و نوشتن نيستند، اين روزها براي خريد کامپيوتر پول جمع ميکنند. حتي پيش آمده که به دانشآموزان بيخانماني که براي خريد لپ تاپ پول جمع ميکنند، توصيه کرده است که تا سر و سامان يافتن وضعيتشان، از اين کار خودداري کنند. اما آنلاين شدن وقتي که آدم بيخانمان باشد چندان ساده نيست. شخص بايد همواره به فکر منبعي براي تأمين الکتريسيته لپ تاپ باشد و محلهايي که ميتواند در آنها به اينترنت بيسيم دسترسي پيدا کند، شناسايي کند. خطراتي مثل بارش باران و دزدي را هم بايد بر مشکلات افزود.«رابرت لوينگستون» ?? ساله، لپ تاپ «ايسوس»اش را از زماني که از ماه دسامبر آپارتمانش را از دست داد، به خود به هر جايي ميبرد. او کارش را در يک شرکت امنيتي از دست داد و بعد از ان نتوانست کار ديگري براي خود دست و پا کند. نويسنده مقاله آقاي لوينگستون را در حالي ملاقات کرد که در کافهاي نشسته بود و با بهرهگيري از اينترنت بيسيم رايگان آنجا، آنلاين شده بود. او گفت که: بيخانمان شدن هراسانگيز است ولي وقتي در اينجا هستن، حس ميکنم مثل بقيه هستم. درآمد آقاي لوينگستون محدود استبه يک چک ?? دلاري کمکهاي اجتماعي. اما جالب است بدانيد که او در بدو بيخانمان شدن، ترديدي در خريدن يک اکانت پرميوم ?? دلاري «فيلکر» به دل راه نداد! آخر او تمايل داشت، بتواند عکسهايش را به همه نشان بدهد!!اما بزرگترين دغدغه براي «اسکيپ شريبر» ?? ساله، تأمين برق کامپيوتر مکاش است. او که قبلا شغلي در زمينه سيستمهاي گرمايشي و تهويه داشت، هماکنون در يک ون روزگار ميگذراند و ناچار است با باتري همين ون، لپتاپش را روشن نگه دارد. او براي خنک کردن لپ تاپ از يک ليف حمان مرطوب که زير کامپيوتر قرار ميدهد، استفاده ميکند و ميگويد که اين حقه، اگر با لپ تاپ ويدئو تماشا نکند، شارژ باتريها براي ?? ساعت کافي خواهد بود! آقاي شريبر يک فيلسوف آماتور است، او به کمک لپتاپش نوشتههاي متفکران مختلف را ميخواند و بر اين باور است که نوشتن درباره رفتار و انگيزشهاي انسان به او کمک ميکند که حسکند چه بر سر او آمده است .
اما «مايکل راس» ?? ساله، يک بيخانمان ديگر که در چادري سکونت دارد، علايق ديگري دارد، او که يک لپتاپ HP با مونيتور ?? اينچي و هارد ??? گيگابايتي دارد، يک هارد اکسترنال هزار گيگاباتي هم دارد که ظرفيت ذخيره اطلاعات ??? DVD را دارد. او عاشق فيلم ديدن است، او بعضي از فيلمها را به صورت آنلاين اجاره ميکنند و مابقي را به کمک اتصال اترنت کتابخانه عمومي سانفرانسيسکو، دانلود ميکند.
اما «کوري دکتروف»، نويسنده مشهور وبلاگ Boing Boing که اين مقاله را انعکاس داده بود. در پستي از زاويه جالبتري به قضيه نگاه کرده است. او معتقد است است که ظرف چند سال بعد امکان دسترسي به اينترنت، هم جزو بندهاي پيماننامه حقوق بشر سازمان ملل متحد خواهد شد! ممکن است تعجب کنيد، اما چند دهه قبل هم در ابتدا وقتي کساني درصدد برآمدند حق آزادي بيان، آموزش و حريم خصوصي را جزو حقوق اساسي انسانها قرار دهند و بر حقوق ابتدايياي همچون دسترسي به آب و غذا و محل اقامت بيفزايند هم با عکسالعملهاي توأم با تعجب روبرو ميشدند!